تبليغاتX
سه تا نقطه

سه تا نقطه

خوش به حال من كه تو را دارم.حتی از دور

سلام

خوب گاهي وقتها هيچ بهانه اي براي نوشتن نيست. (مثل روزهایی که ننوشتم)

بعضي وقتها هم از بس عاشقي نميدوني چي بنويسي. (مثل الان)

از تمام بزرگاني كه به بنده لطف بي شمار دارند و سر مي زنند و نقد مي كنند سراغ مي گيرند و....

ممنونم.اميدوارم كوتاهي بنده را بزرگوارانه ببخشند.

نظرات قشنگتون در مورد اين غزل برام ارزشمنده.

 

                                                ديوانه ي توام من و مي ترسم عاقبت

اسم تو را بگويم و طوفان به پا كنم

 

به تو:كه مرا از نو آفريدي

 

سياه مست و غزل بر لب و سه تار به دست(1)

بگير دست مرا نازنين نگار به دست.

به صد اميد به دستت گرفته ام،چونان

پياله اي كه گرفته است يك خمار به دست

در اختيار مني و چقدر دشوار است

مهار وسوسه ي كودكي انار به دست

شبيه قاصدكي با نسيم مي روي و

نه احتياج به پا داري و نه كار به دست

هزار دسته گل اين دل به آب داد ولي

از آن هزار دو چندان نشسته خار به دست

براي باختن، آنهم به تو، چه بايد داشت؟

دلي شكسته گرفتم در اين قمار، به دست

 

سرت بلند كه سرچشمه ي پريشاني ست

وب ر فراز دوتا كوه آبشار به دست

آهاي ! لعبت ابرو به بند؛ عاشق تو

از اين به بعد جوانيست ذولفقار به دست-

-كه بندبند تورا فتح كرده و در آن

گرفته پرچم خود را، به افتخار به دست

و در برابر زيبايي آنقدر ترد است

كه حاضر است بپيچد طناب دار، به دست.

 

                  (1)پيرهن چاك و غزلخوان و صراحي در دست

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 23:56 توسط سید اصغر صالحی |


سلام

 

گر چه تقدير پرستو ها مسافر بودن است

بي تو من هر لحظه ام آشفته خاطر بودن است

اتفاق تازه هم افتاده اما همچنان

گفتن از چشم تو تنها لطف شاعر بودن است

باز پلكت را نبند اقبال شاعرهاي شهر

با همين ياقوت نوراني معاصر بودن است

موي شمشيري و ابروي كماني شرط نيست

راز غارت كردن اين هند نادر بودن است

خود پرستي يك طرف، يكتاپرستي يك طرف

بهترين راه گريز از شرك كافر بودن است.

 

يا علي

+ نوشته شده در شنبه نهم خرداد 1388 1:48 توسط سید اصغر صالحی |


اولا:

 

آيدين گفت : خانم" سورمه."

سورمه گفت : "سورملينا."

آيدين گفت:"خانم سورملينا اجازه مي دهيد شما را دوست داشته باشم؟"

سورمه ايستاد.لبخند زد و زبانش را به آرامي به لب بالا كشيد و گفت:"اختيار داريد."

آنوقت آيدین او را بوسيد.با تمام محبت.او را همچون سرزميني از پيش تعيين شده از آن خود كرد و بر آن پا گذاشت.

 قسمتي ازشاهكار جناب عباس معروفي( سمفوني مردگان.)

 

دو ديگر اينكه:

 چه خوب ميشود وقتي آدم  با يك سفر، دوتا دوست خوب مثل ايرج زنگنه و سعيد عسگري پيدا ميكند.درود بر همه ي مردم خونگرم اليگودرز.

 

   و غزل

 

محتاج به هم،عاشق هم،بی خبر از هم

آن سو تو و این سو من،آشفته تر از هم

از ماهی و دریا خبری نیست به جز مرگ

یک لحظه فقط دور بمانند اگر از هم

ما را که به هم خیره شدن عادتمان بود

یک عمر جدا کرد قضا و قدر از هم

تقدیر چنین بود،که چون پنبه و آتش

تا روز ابد قسمت ما شد حذر از هم

بگذار درختی که گرفتار خزان است

پاشیده شود با ضربات تبر از هم

گفتم که به جز این نتراشند به سنگم

ما خیر ندیدیم به دنیا،مگر از هم

 

يا عشق

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 0:17 توسط سید اصغر صالحی |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

سید اصغر صالحی
اهل و ساکن فرخ شهر


باران بارید وبرکه را دریا کرد
مشتی قایق درون دریا جا کرد
با این همه قلاب که افتاد در آب
باید فکری به حال ماهی ها کرد


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

88/07/01 - 88/07/30

88/03/01 - 88/03/31
87/11/01 - 87/11/30
87/10/01 - 87/10/30
87/09/01 - 87/09/30
87/08/01 - 87/08/30
87/07/01 - 87/07/30
87/06/01 - 87/06/31



پیوندها

عباس معروفي
(سجاد مهري (خوشنويس
علي اكبر آغاسيان
الياس علوي
بنيامين ديلم كتولي
سعيد بيابانكي
(حامد عسگري (گل گلاب
(عبداحسين انصاري(مهربان
رضا نيكوكار
مرتضي حيدري آل كثير
تسبيح
محسن سلطاني
تازه هاي ادبي
محمد امين جعفري
رضا عابدین زاده
نيما فرقه
مهدي جهاندار
حميدرضا برقعي
سميرا قطب
سعيد عسگري راد
غلامرضا طريقي
(سميرا نوروزي(آنيك
محمد برزگر
علي اكبر ميرجعفري
آيت الله صانعي
پونه نيكويي
حسين غياثي خودم
رحيم رسولي
نيما فرقه
اصغر عظيمي مهر
خالو راشد
مريم حقيقت
مرتضی شاهین نیا
(مهدي نجفي(يه وب باحال
مجيدسعدآبادي
محمدمجتبي احمدي
نشريه آدم برفي
گل آقا
پايگاه اطلاع رساني شعائر
نرگس كاظمي زاده
دكتر سيامك بهرام پرور
(محمدجواد آسمان(سپيد
(محمدجواد آسمان(كلاسيك
مهسا سمیع
سليم غلامي
حلقه ملكوت
يدالله رويايي
محمود حبيبي
عباس صادقي
فراخوان
مجتبا آقابابايي؟؟؟
قالب های نایت اسکین